وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ
و همه كارها باز گردد با خواست خداى .
سَلْ بَنِي إِسْرائِيلَ
- پرس از پسران اسرائيل
كَمْ آتَيْناهُمْ
چند داديم ايشان را
مِنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ
از نشانهاى روشن
وَ مَنْ يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ
و هر كه نعمة خداى بدل كند و بگرداند
مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُ
پس آنك بوى آيد
فَإِنَّ اللَّهَ
پس خداى
شَدِيدُ الْعِقابِ
سخت عقوبت است سخت گير
زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا
- بر آراستند بر ناگرويدگان
الْحَياةُ الدُّنْيا
زندگانى اين جهان
وَ يَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا
و افسوس ميآيد ايشان را و خنده از گرويدگان
وَ الَّذِينَ اتَّقَوْا
و گرويدگان كه باز پرهيزند از شرك
فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ
زبر ايشانند و برتر ازيشانند فردا برستخيز ،
وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ
و اللَّه روزى ميدهد او را كه خواهد بى شمار .
النوبة الثانية
- قوله تعالى :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ
الاية . . . - اين آيت در شأن صهيب بن سنان الرومى آمده است . مردى بود از جملهء صحابه از عرب ابن نمر بن قاسط كنيت وى - ابو يحيى - دو پسر بود او را يكى - حمزه نام ، و يكى يحيى ، و مصطفى او را به اين كنيت خواند ، بكودكى در غارت بدست روم افتاد ، در ميان ايشان باليد ، وى را بدان رومى خواندند . عمر خطاب وصيت كرد تا وى بر او نماز كرد رسول خدا وى را دوست داشت و از وى راضى مرد ، آن گه كه بر رسول خدا مىآمد بهجرت ، مشركان وى را در راه بگرفتند ، قصد كردند كه وى را بكشند يا باز گردانند ، آنچه از مال دنيا با خود داشت فرا ايشان داد ، و آنچه به خانه داشت نشان فرا داد تا بستدند ، و خويشتن را ازيشان باز خريد اسلام را ، و هجرت را برسول خدا آمد بوى . در خبر آوردهاند كه چون پيش وى آمد مصطفى او را گفت : -
« صهيب ربح البيع ربح البيع »
، و گفتهاند كه مشركان او را روزگارى در مكه تعذيب كردند ،