آن جهانى بهشت و رؤيت . اين جهانى شهود اسرار است و آن جهانى رؤيت ابصار ، اين جهانى توفيق خدمت و آن جهانى تحقيق وصلت ، اين جهانى اخلاص در طاعت و آن جهانى خلاص از حرقت و فرقت ، اين جهانى سنت و جماعت آن جهانى لقا و رؤيت ، اين جهانى ثبات الايمان آن جهانى روح و ريحان ، اين جهانى حلاوت طاعت آن جهانى لذت مشاهدت ، اين جهانى را عمل بايد در طاعت آن جهانى را درد بايد اندر معرفت ، و از عمل تا درد راه دورست او كه بدين بصر ندارد و معذورست ، حاصل آن عمل حور و قصور است ، و صاحب اين درد در بحر عيان غرقهء نورست .
اى راه ترا دليل دردى * فردى تو و آشنات فردى
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا
الآية . . . - درين آيت لطيفهء است آن كس كه دنيا خواست از ثواب عقبى لا محاله درماند ، كه اللَّه گفت -
وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ
و مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم گفت -
« من احبّ دنياه اضرّ بآخرته و من احب آخرته اضر بدنياه ، فآثروا ما يبقى على ما يفنى »
و آن كس كه هم دنيا و هم عقبى خواست رب العزة از وى دريغ نداشت ، و او را داد آنچه خواست ،
ففى الخبر - « ان اللَّه ليستحيى من العبد ان يرفع اليه يديه فيردّهما خائبتين »
- و
روى « ان اللَّه ليستحيى من ذى الشيبة اذا كان مسددا لزوما للسنة ان يسأله فلا يعطيه »
بماند اينجا قومى ديگر كه حقيقت رضا بشناختند ، و به حكم خداى تن در دادند ، و تقدير وى پسنديدند ، و از ثناء اللَّه باز سؤال از وى نپرداختند ، نه تعرض دنيا كردند و نه عقبى خواستند ، رب العالمين در حق ايشان ميگويد « من شغله ذكرى عن مسئلتى اعطيته افضل ما اعطى السائلين »
وَ اذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ
الآية . . . - ذكر سه قسم است : ذكر عادت و ذكر حسبت و ذكر صحبت . ذكر عادت بى قيمت است ، از بهر آنك از سر غفلت است ، ذكر حسبت بى زينت است كه سرانجام آن طلب اجرت است ، ذكر صحبت وديعت است از بهر آنك زبان ذاكر در ميان عاريت است . ذكر ، خائف از بيم قطيعت است ، ذكر راجى بر اميد يافت طلبت است ، ذكر محب از رقت حرقت است . خائف