فمن قضيت له بشىء من حق اخيه فانّما اقطع له قطعة من النار .
دو مرد بودند در عهد رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم يكى امرؤ القيس بن عابس الكندى و ديگر عبدان بن الاشوع ، با يكديگر خصومت كردند بضيعتى كه ميان ايشان بود . امرؤ القيس خواست تا سوگند خورد و حق خود بر وى بسوگند درست كند ، اللَّه تعالى آيت فرستاد كه -
إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا
ميگويد - ايشان كه مىخرند بفروختن عهد خداى و سوگندان خويش بهاى اندك ، ايشان را در آن جهان بهرهء نيست .
پس چون رسول خدا اين آيت بر وى خواند . سوگند نخورد و خصومت بگذاشت ، و آن زمين كه در آن خصومت ميرفت بعبدان باز گذاشت .
پس خداى تعالى در شأن ايشان اين آيت فرستاد :
وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ . . .
الى آخرها .
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ . . .
الآية معاذ جبل و ثعلبة بن غنم - هر دو از رسول خدا پرسيدند - كه اين ماه نو چونست كه مىافزايد و مىكاهد ؟ و بر يك صفت نمىپايد ؟
رب العالمين بجواب ايشان اين آيت فرستاد -
قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ . . .
گفت - ايشان را جواب ده كه - حكمت در زيادت و نقصان ماه نو آنست كه تا هنگامها و وقتها بر مردم روشن شود ، و راه برند به مزد مزدوران ، و عدت زنان ، و مدت باروران ، و محل دينها ، و تحقيق شرطها ، و نيز ماه رمضان ، و فطر ، و روزگار حج ، و ترتيب آن به اين روشن مىشود و بر خلق آسان .
قال ابو هريره بلغ رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلّم ان الناس يتقدمون الشهر بصيام يوم و يومين ، فقال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - انّ اللَّه جعل الاهلة مواقيت اذا رأيتموها صوموا ، و اذا رأيتموها فافطروا ، فان غمّ عليكم فأتموا ثلثين »
گفتهاند - كه هلال اول ماه است تا دو شب بگذرد و بقول بعضى سه شب و بقول بعضى هفت شب ، پس قمر گويند تا آخر ماه .
وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها
- حمزه و كسايى و بو بكر