كنيد
وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ
و خداوند خويش را به بزرگى بستائيد
عَلى ما هَداكُمْ
به آنكه شما را راه نمود
وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
و مگر تا از وى آزادى كنيد .
النوبة الثانية
- قوله تعالى :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ
الآية . . . معنى - صيام - در شريعت باز ايستادنست از طعام و شراب و شهوت راندن با نيت ، و در لغت عرب از هر چيز باز ايستادن است ، چنانك كسى از گفتن باز ايستد گويند - صام عن الكلام و ذلك فى قوله تعالى
إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً
و كسى كه از نيكى و برّ باز ايستد گويند صام عن المعروف - و چهار پاى كه از علف و حركت باز ايستد گويند - صامت الدّابة .
كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ
- سخنى مجمل است ، دو وجه احتمال كند : يكى آنست كه بر پيشينيان همين ماه رمضان به قدر و وقت و عدد و روزگار واجب كرده بودند ، اما فرق آنست كه اندر شرع ايشان روا نبودى اندر شبهاى ماه روزه جز يك بار به اول شب طعام خوردن و شراب و باز اندرين شرع مقدس رب العالمين تيسير ارزانى داشت ، و همهء شب شراب و طعام و تمتّع مباح كرد . ازينجا گفت مصطفى ع
« فضل ما بين صيامنا و صيام اهل الكتاب اكلة السحر » .
و ديگر وجه آنك - اصل روزه و حدود كيفيت آن واجب كرده بودند اما نه بوقت ماه رمضان ، و نه عدد سى روز . اگر وجه اول گوئيم - آنست كه حسن بصرى و سدى و جماعتى گفتند - كه بر ترسايان پيشينيان ماه رمضان واجب كردند ، و بودى كه رمضان بتابستان گرم بودى يا بزمستان سرد ، ايشان تغيير كردند و بافصل ربيع گردانيدند ، و كفّارت آن تغيير را ده روز در افزودند ، و بعد از آن پادشاه ايشان ده روز ديگر در افزود عارضى را كه رسيده بود او را ، تا به پنجاه روز قرار گرفت . شعبى گفت - اگر همه سال روزه دارم به روز شك ندارم كه اين سنت ترسايان است ، كه ماه رمضان بريشان واجب كردند و ايشان به اول ماه يك روز در افزودند ، و به آخر يك روز ، يعنى كه احتياط ميكنيم تا هيچ روز فوت نشود ، پس هر قرنى كه آمدند پيش روان خود را متابعت كردند ، و به اول ماه يك روز مىافزودند ، و به آخر يك روز تا به پنجاه روز قرار گرفت - اينست كه