رحمت در خانه وى نشوند . و سفيان ثورى هر گه كه سائلان را ديدى گفتى - « جاء الغسّالون يغسلون ذنوبنا » شويندگان آمدند كه ما را از گناهان مىبشويند و پاك كنند . و شافعى گفت - بوقت وفات فلان كس را گوئيد تا مرا بشويد آن گه بوقت حاجت آن مرد غائب بود ، چون باز آمد وى را گفتند كه شافعى چنين وصيت كرد تو غائب بودى . آن مرد اندوهگن شد ، آن گه غريمان شافعى را بخواند و تذكرة دين بخواست هفتاد هزار درم بر وى وام بود كار همه بگزارد ، و گردن وى آزاد كرد ، آن گه گفت - هذا غسلى ايّاه .
وَ فِي الرِّقابِ
- اى - و فى ثمنها ، و بردگان كه خود را از سيّد باز خرند ، و مكاتب شوند ، ايشان را از مال خود نصيب دهد ، تا بهاى خويش دهند . و اين صدقه تطوع است اينجايكه نه سهم زكات فرض ، كه در آيت ديگر است . و در معنى
وَ فِي الرِّقابِ
گفتهاند كه آزاد كردن بردگان است و فداء اسيران . اعرابيى پيش مصطفى در آمد و گفت
« علّمنى عملا يدخلنى الجنة - فقال - اعتق النسمة و فكّ الرقبة - قال أو ليسا واحدا ؟
قال لعتق النسمة ان تفرّد بعتقها ، و فك الرقبة ان تعين فى ثمنها »
و
روى انه قال « من اعتق نفسا مسلمة كانت فديته من جهنم »
وَ أَقامَ الصَّلاةَ
- اى المفروضة و
آتَى الزَّكاةَ
الواجبة
وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا
معطوف است بر اوّل آيت - اى و لكن البرّ . . . المؤمنون و الموفون بعهدهم و اين عهد هم با مخلوق است و هم با خالق ، و بوفاء هر دو فرمودهاند .
عهد مخلوق را گفت -
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
، و عهد خالق را گفت
وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا
و هو الذى اخذ عليهم يوم الميثاق و امره اياهم به عهده .
آن گه بر سبيل مدح گفت :
وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ
- آن شكيبايان در فقر و فاقت و در سختى و شدت
وَ حِينَ الْبَأْسِ
و بهنگام قتال و مجاهدت .
روى ان النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم قال - « ان اللَّه عز و جل ليبتلى المؤمن بالفقر شوقا الى دعائه »
آن همه بار بلا و درويشى و بى كامى كه رب العالمين بر دوستان خود نهد از آنست كه تا چون صبر كنند و بدان راضى شوند ، و در دعا و ذكر و سوز و نياز بيفزايند ، آن