از ايشان بپسندد ، و در درجهء ايشان بيفزايد ، و اگر به عكس اين كردى كه مال و جاه و نعمت ور ايشان ريختى بودى كه ايشان را در آن بطر گرفتى ، و ياد كرد و يادداشت اللَّه فرو گذاشتنديد ، فتحقّق فيهم قوله تعالى : -
نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ
- و اليه الاشارة
بقوله صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حكاية عن اللَّه تعالى - أ يفرح عبدى اذا بسطت له رزقى و صببت عليه الدنيا صبا ؟ أما يعلم عبدى ان ذلك له منى قطعا و بعدا ، أ يحزن عبدى اذا منعت عنه الدنيا و رزقته قوت الوقت ، أما يعلم عبدى ان ذلك له قربا و وصلا ؟ و ذلك من غيرتى على عبدى .
أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا
- ايشان كه برين صفت باشند كه گفتيم و برين سيرت و طريقت روند ، اگر گويند كه نيكان و نيك مردان ايم راست گفتند كه راست رفتند ، و قيل
أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا
- يعنى ما عاهدوا اللَّه عليه ايشانند كه بوفاء عهد باز آمدند ، و دين و امانت كه پذيرفتند ، حق آن بگزاردند و در ميان مؤمنان بنام مردى مخصوص گشتند . كما قال تعالى
رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ
وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ
- روى انّ ابا ذر رض سئل عن الايمان فقرأ هذه الآية فقال السائل - انا سالنا عن الايمان و تخبرنا عن البرّ ، فقال جاء رجل الى رسول اللَّه فسأله عن الايمان فقرأ هذه الآية .
النوبة الثالثة
- قوله تعالى :
لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ . . .
الآية - از روى ظاهر درين آيت آنچه شرط شريعت است بشناختى ، اكنون از روى باطن به زبان اشارت آنچه نشان حقيقت است بشناس ، كه حقيقت مر شريعت را چون جان است مر تن را ، تن بى جان چون بود ، شريعت بى حقيقت هم چنان بود . شريعت بيت الخدم است همه خلق درو جمع ، و عمارت آن به خدمت و عبادت ، و حقيقت بيت الحرم است عارفان درو جمع و عمارت آن بحرمة و مشاهدت ، و از خدمت و عبادت تا بحرمت و مشاهدت چندانست كه از آشنايى تا دوست دارى ، آشنايى صفت مزدور است و دوستدارى صفت عارف . مزدور همه ابواب برّ كه در آيت بر شمرديم بيارد ، آن گه گويد - آه اگر باد بر ان جهد يا از آن چيزى بكاهد ، كه آن گه از مزد باز مانم ، و عارف آن همه به شرط خويش بتمامى بگزارد ، آن گه گويد - آن اگر از آن ذرهء بماند كه آن گه از دولت باز مانم