كردى ، پس چون هجرت كرد به مدينه رب العزة وى را فرمود تا نماز بصخره بيت المقدس كند ، و آن را قبله گيرد تا جهودان را باسلام و تصديق وى رغبت بيشتر افتد . و گفتهاند كه دو شب از ماه ربيع الاول شده بود كه او را اين نقل فرمودند ، پس شانزده ماه بر آن بماند و مصطفى را صلى اللَّه عليه و آله و سلّم آرزو مىبود و مىخواست كه قبلهء او با كعبه گردانند ، دو معنى را : - يك آنك كعبه قبلهء پدر وى ابراهيم بود ، ميخواست تا قبلهء وى همان باشد . ديگر آنك جهودان ميگفتند محمد و ياران وى خود راه به قبله نمىبردند تا ما ايشان را بقبلهء خود راه ننموديم ندانستند ، پس چون جبرئيل ع حاضر شد مصطفى آن آرزو كه در دل داشت با وى بگفت ، جبرئيل گفت تو از من بر اللَّه گرامىترى و نواخت تو تمامتر است ، از وى بخواه . مصطفى ع ادب كار فرمود به زبان نخواست ، دانست كه عالم الاسرار از مطلوب و مقصود وى آگاه است ، و از خود گفته كه
« من شغله ذكرى عن مسئلتى اعطيته افضل ما اعطى السائلين »
و راه خليل رفت ، آن گه كه جبرئيل او را گفت - أ لك حاجة ؟ فقال امّا اليك فلا . فقال - سل ربّك ، قال - حسبى من سؤالى علمه بحالى .
پس چون جبرئيل سوى آسمان شد مصطفى عليه السّلام از پى وى بر آسمان مىنگرست ، و منتظر مىبود تا خود جبرئيل بچه باز گردد و چه فرمان آرد ، نه بس دراز شد كه جبرئيل فرو آمد و اين آيت آورد
قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ
- ديدم گشتن روى تو و پيچيدن دل تو و خواست و آرزوى تو به آسمان كه قبلهء خويش كعبه مىخواستى ،
فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها
به آن سو مىگردانيم ترا كه مىخواهى و مىپسندى
فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
روى گردان بسوى مسجد حرام آن مسجد با آزرم با شكوه بزرگ .
وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ
اين ناسخ
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
است .
مفسران گفتند - آن نماز كه تحويل قبله با كعبه در آن افتاد نماز پيشين بود روز دو شنبه پنجم « 1 » ماه رجب هفتده ماه گذشته از مقدم رسول به مدينه ، و پس از آن به دو ماه غزاء بدر بود و نصرت اهل اسلام بر كافران . و گفتهاند كه آن موضع كه كعبه ور آنست پيش از عهد آدم قبلة فرشتگان بود ، و از عهد نوح تا عهد ابراهيم عليهما السلام قبله
هامش
( 1 ) فى نسخة ج : نيمهء ماه رجب .