باز داد ، آن گه به مصطفى گفت ايشان گروهىاند كه برفتند ، و قومى كه گذشتند
لَها ما كَسَبَتْ
ايشانراست آنچه كردند ، و آنچه كردند خود را كردند ، كردهء خود ببردند .
وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ
و شما راست آنچه كنيد و كردهء خويش بريد ، شما را بنيكو كارى ايشان نه نوازند چنانك شما را از جرمهاى ايشان نپرسند ، و لفظ - امّت - را در قرآن وجوه مختلف گفتهاند : - اگر چه همه متقارباند و معانى همه بيك اصل باز مىگردد و آن اصل جماعت مردم .
است كه بر چيزى گرد آيند . قال اللَّه تعالى
كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً
اى صنفا واحدا فى الضلال . جاى ديگر گفت
إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ
اى اصناف مثلكم ، يعنى كل صنف من الدّواب و الطير مثل بنى آدم فى المعرفة باللّه و طلب الغذاء و توقى المهالك و التماس الرزق . و شرح اين اصل كه گفتيم آنست كه در قرآن - امّت است بمعنى - حين - چنانك گفت تعالى و تقدس
وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ
اى بعد حين . و قال تعالى
وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ
اى سنين معدودة ، و اصل آن جماعت مردماند كه در زمان و هنگام موجود بودند ، پس چون آن جماعة برسيدند و نماندند آن زمان كه در آن موجود بودند بنام ايشان باز خواندند . و همچنين در قرآن امت است بمعنى - امام - چنانك گفت
إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً
اى اماما يقتدى به الناس ، يعنى كه امام سبب اجتماع مردم بود كه بر او مردم جمع آيند و بر پى وى روند ، يا در وى خصال پسنديده چندان بود كه در يك امت باشد ، از اين جهت او را امت خواندند . و در قرآن امت است بمعنى - جماعت علما - چنانك گفت -
وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ
و امت است بمعنى - دين - چنانك گفت -
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ
- و اين هم بر طريق مجاورت است يعنى كه خلق درو جمع شوند ، و مسلمانان را امت محمد به اين معنى گفتند كه در دين اسلام مجتمع شوند ، پس اصل اين كلمه جماعة مردم است و صنف ايشان چنانك در اول گفتيم .
قوله تعالى :
وَ قالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى تَهْتَدُوا
- الآية . . . آن جهودان