تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
فرزندان را بر عموم دعا كرده بود ، و گفته كه :
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي
- و او را از تعميم با تخصيص آوردند و گفتند
لا يَنالُ عَهْدِي - الظَّالِمِينَ
پس چون اين دعا كرد تخصيص نگه داشت ، و مؤمنانرا از كافران جدا كرد ، رب العالمين آن تخصيص وى با تعميم برد و كافران را نيز در آورد ، گفت -
وَ مَنْ كَفَرَ
نعمت دنيا از كس دريغ نيست آشنا و بيگانه همه را از آن نصيب است ، عرض حاضر ياكله البرّ و الفاجر
كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً
پس در آخر آيت كافر از مؤمن باز بريد بنواخت دنيا و عطاء آن جهانى گفت -
فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلى عَذابِ النَّارِ
- او را بر خوردار كنم زمانى اندك كه اين گيتىاند كست برسيدنى . و برسيدنى اندك بود و آمدنى نزديك ، و بعاقبت او را ناچاره به عذاب رسانيم ،
وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
و بد جايگاهى كه دوزخ است ، شدن گاه كافران . شامى
فَأُمَتِّعُهُ
خواند بجزم ميم و تخفيف تا ، باقى بفتح ميم و تشديد تا و هر دو قراءت بمعنى يكسانند . آن گه قصه بنا نهادن كعبه در گرفت گفت : -
وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ
الآية . . . و قصه آنست كه عبد اللَّه بن عمرو بن العاص السهمى گويد - كعبه پيش از آفرينش ديگر زمين بر آب بود ، كفى خاك آميز ، سرخ رنگ بر روى آب گردان . دو هزار سال ، تا آن گه كه رب العالمين زمين را از آن بيرون آورد و باز گسترانيد ، ازينجاست كه كعبه را ام القرى خوانند و گويند - ما در زمين - كه زمين را از آن آفريده‌اند ، پس چون اللَّه تعالى زمين را راست كرد موضع كعبه در زمين پيدا بود ، بالا يكى ريك آميز سرخ رنگ ، پس چون رب العالمين آدم را به زمين فرستاد آدم بالايى داشت به مقدار هواء دنيا فرق وى به آسمان رسيده بود ، و آدم بآواز فريشتگان مينيوشيدى ، و از وحشت دنيا مىآسودى و انس ميگرفتى ، اما جانوران جهان از وى مىبترسيدند و مىبگريختند . و در بعضى اخبار آمده است كه فريشتهء بوى آمد كارى را و از وى بترسيد ، پس اللَّه سبحانه و تعالى او را فرو آورد بيد صنعت خويش تا بالاى وى به شصت گز باز آورد ، و آدم ع از