بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ
ميان ايشان روز رستخيز
فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
در آنچه ايشان در آن گفت و گوى جذاجذ « 1 » ميگويند و رايهاى مختلف مىبينند .
وَ مَنْ أَظْلَمُ
- و كيست بيدادگرتر
مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ
از آنك باز دارد از مسجدهاى خداى
أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ
ايشان را كه خواهند كه اللَّه را در آن ياد كنند ،
وَ سَعى فِي خَرابِها
و در ويران كردن آن كوشند ،
أُولئِكَ
ايشان آنند
ما كانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوها
كه هرگز در آن مسجد نشد پس آن
إِلَّا خائِفِينَ
مگر با بيم و ترس .
لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ
ايشانراست درين جهان رسوايى و ننگ
وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ
و ايشانراست در آن جهان عذابى بزرگ .
وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ
و خدايراست برآمد نگاه آفتاب و فروشد نگاه آفتاب
فَأَيْنَما تُوَلُّوا
هر جا كه روى داريد
فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
آنجا بسوى روى نمازگران « 2 »
إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ
كه اللَّه فراخ توانست و دانا .
النوبة الثانية
- قوله تعالى - :
بَلى مَنْ أَسْلَمَ
الآية . . . بلى اقرارى است بجواب كه در آن جحد بود ، چنانك رب العالمين گفت حكايت از قول دوزخيان و بجواب خطاب خطابى عذاب سازان -
أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ ؟ قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنا
و - نعم - جواب استفهامى است كه در آن جحد نبود چنانك آتشيان بجواب خطاب بهشتيان گفتند -
فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قالُوا نَعَمْ
و - بلى - در اصل بل بوده است و يا در افزودند تا با حرف نسق مشكل نشود ، چون جهودان گفتند . در بهشت نشود مگر جهودان ، و ترسايان گفتند در بهشت نشود مگر ترسايان ، رب العالمين جواب داد كه نه آن و نه
هامش
( 1 ) جذاجذ فى نسخة الف .
( 2 ) فى نسخة ج : فثم وجه اللَّه - آنجا سومى نماز گذاردن .