و يعقوب است ، و هر چند كه خطاب با قريظه و نضير است اما از روى وعيد عام است ميگويد - و ما اللَّه بغافل يا معشر المكذّبين بآياته ، الجاحدين لرسوله ، من اليهود و غيرهم ، عما تعلمون فى سركم و علانيتكم و انه تارك لكم حتى يجازيكم على اعمالكم خيرها و شرها
أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ
- ايشان آنند كه دنياء دنى بر آخرت رفيع برگزيدند و خاسر و خاكسار كسى كه دنيا گيرد و عقبى دهد . دنيا دار الغرور است و عقبى دار السرور ، عاقل دار الغرور را بر دار السرور اختيار نكند . مصطفى ع گفت
« من احبّ دنياه اضرّ بآخرته و من احبّ آخرته اضرّ بدنياه ، فآثروا ما يبقى على ما يفنى .
قوله تعالى -
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ
- كتاب اينجا تورية است ، جاى ديگر آن را فرقان - و ضياء - خواند و گفت -
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِياءً
فرقان گفت كه حق از باطل بدان جدا شد ، و ضيا كه دلها بدان روشن گشت ، و سرها بدان آشنا . اين همچنانست كه در سورة المائده گفت
إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ
- گفتهاند كه چون اللَّه تعالى تورية به موسى فرو فرستاد ، بيكبار فرستاد جملة واحدة ، و موسى را برداشتن و پذيرفتن آن فرمود و كار كردن بدان ، موسى طاقت نداشت ، رب العالمين با هر آيتى فرشته فرستاد تا بردارند و نتوانستند ، پس بهر حرفى فرشته فرستاد ، هم نتوانستند كه تيسير ربانى نبود با ايشان ، پس اللَّه تعالى بر موسى آسان كرد تا بى رنجى برداشت بار احكام آن و امر و نهى در آن و پذيرفتن آن و كار كردن بدان ، اللَّه تعالى ايشان را مثل زد و گفت ،
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً
گفت ايشان را كه فرمودند تا تورية در پذيرند و بدان كار كنند و نكردند مثل ايشان راست چون مثل خر است كه دفترها دربار دارد ليكن خررازان چه سود كه دانش ندارد ، همين است صفت جهودان كه تورية در دست دارند ايشان را از آن چه سود كه دل ايشان در غلاف جهل است و قفل نوميدى بر آن زده .