و جنّتى ، امكثوا فيها خالدين مخلّدين ، ثم يقبل الى اهل النار ، فيقول يا اهل النار فيقولون صوت ربنا لبيك و سعديك ، قال كم لبثتم فى الارض عدد سنين ؟ قالوا لبثنا يوما او بعض يوم . قال بئس ما انجزتم فى يوم او بعض يوم - غضبى و سخطى و نارى ، امكثوا فيها خالدين مخلدين . »
وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا
- چون مؤمنانرا بينند گويند ايمان آورديم
وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ
- و چون با يكديگر رسند گويند كه ايشان را از تورية مى سخن گويند ، و اين آن بود كه كس كس از جهودان كه تورية ميدانستند و نه چنان سخت معاند بودند با رسول خدا ، و نه باز نهاده به شوخى با مسلمانان
قالُوا أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ
- ميگفتند در نهان - كه در تورية هست كه محمد پيغامبرست و نعت و صفت او در تورية مذكور است . آن مهينان جهودان كه معاندتر بودند اين ديگران را گفتند - كه چرا ايشان را از تورية مى خبر كنيد - كه محمد رسول است از آن خبرها كه اللَّه شما را گشاد در تورية .
عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ
- تا فردا نزديك خداوند شما حجت آرند بدان ور شما .
پس گفت -
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
- خواهى از قول آن مهينان نه كه كمينان را گفتند ، و خواهى خطاب اللَّه گير با آن مهينان جهودان ، و سديگر وجه ار خواهى ، خطاب مؤمنان نه ، ميگويد -
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
اذ تطمعون - در نمىيابيد كه ايشان سخن من تحريف ميكنند و از جاى خود مىبگردانند ايشان شما را براست ندارند و استوار نگيرند .
النوبة الثالثة
- قوله تعالى - :
وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً
- قتل نفس از دو گونه است يكى از روى صورت و يكى از روى معنى ، او كه از روى صورت خود را كشد بعذابى رسد كه عذاب از آن صعبتر نيست و ذلك فى
قوله صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - « من قتل نفسه بسمّ فسمّه فى يده يتحسّاه فى نار جهنم خالدا مخلّدا فيها ابدا ، و من قتل نفسه بحديدة فحديدته فى ديه يجأ بها فى بطنه فى نار جهنم خالدا مخلدا فيها ابدا ، و من تردّى من جبل فقتل نفسه فهو يتردّى فى نار جهنم من جبل خالدا مخلدا فيها ابدا »
و آن كس كه خود را بشمشير مجاهدت