ما مؤنس عشقيم و شما برگذريد * وز قصه و حال عاشقان بيخبريد
از زشتى يار من شما غم چه خوريد ؟ * در چشم من آئيد و به دو در نگريد .
النوبة الاولى
قوله تعالى -
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ
- و گفتيم فريشتگان را
اسْجُدُوا لِآدَمَ
سجود كنيد آدم را ،
فَسَجَدُوا
سجود كردند فريشتگان
إِلَّا إِبْلِيسَ
مگر ابليس « ابى » سر وازد
وَ اسْتَكْبَرَ
و برترى جست
وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ
- و در علم خدا خود از كافران بود .
وَ قُلْنا يا آدَمُ
- و گفتيم اى آدم
اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ
- با جفت خويش در بهشت بنشين ،
وَ كُلا مِنْها
- و ميخوريد از آن
رَغَداً
- فراخ و بناز و خوش و آسان ،
حَيْثُ شِئْتُما
- هر جا كه خواهيد ،
وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ
- و نزديك اين يك درخت مگرديد ،
فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ
- كه اگر از آن بخوريد از ستمكاران باشيد بر خويش .
فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها
- پس بيوكند ديو ايشان را هر دو از بهشت و بگردانيد از طاعت ،
فَأَخْرَجَهُما
پس ايشان را بيرون آورد
مِمَّا كانا فِيهِ
از آنچه در آن بودند از شادى و ناز ،
وَ قُلْنَا اهْبِطُوا
- و گفتيم فرو رويد
بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ
- يكديگر را دشمن و بر يكديگر گماشته
وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ
- و شما راست در زمين .
مُسْتَقَرٌّ
- آرام گاهى ،
وَ مَتاعٌ
- بر خوردارى جاى ،
إِلى حِينٍ
- هر كس را تا مرك و خلق را تا رستاخيز .
فَتَلَقَّى آدَمُ
- فرا گرفت آدم « من ربه » - از خداوند خويش
كَلِماتٍ
سخنانى ،
فَتابَ عَلَيْهِ
- توبه داد او را و باز پذيرفت و با خود آورد ،
إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
- كه اوست خداوند توبت پذير عذر نيوش مهربان .