چون ميدانيد و اقرار ميدهيد كه آفريدگار شما و پيشينيان ما ايم پس چرا بتان مىپرستيد ؟ و ايشان نه آفرينند و نتوانند ! - أ فمن يخلق كمن لا يخلق - سؤال كنند كه كافران چون دانسته بودند كه آفريدگار ايشان اللَّه است دانستند كه آفريدگار پيشينيان هم اوست پس
وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ
اينجا چه فايده دهد ؟ جواب آنست كه اين پندى بليغ است كه بر سبيل تذكير و تنبيه گفت ، تا ايشان بدانند كه آفريدگار و ميراننده و هلاك كننده اوست ، چنانك گذشتگان را هلاك كرد ايشان را نيز هلاك كند ، و اين انديشه سود دارد ايشان را و بايمان در آرد اگر توفيق با آن رود .
لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
- لعلّ حرف ترجّ و طمع ، معناه « اعبدوا الّذى خلقكم على حالة الرّجاء و الخوف » - ميگويد خداوند خود را پرستيد و بوى اميد ميداريد و از عقوبت وى مىترسيد چنانك موسى و هارون را گفت -
فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى
- فرعون را سخن نرم گوئيد و بكنيت خوانيد و اميد ميداريد و طمع كنيد بايمان وى ، و ما خود دانا ايم به كار فرعون و سرانجام وى كه چون خواهد بود . و گفتهاند
لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
يعنى - لكى تكونوا متّقين فتنجوا من العذاب - مرا پرستيد تا متّقيان شويد و آن گه از عذاب من پرهيزيد . ابن عباس گفت - لعلّ در همه قرآن بمعنى لكى است . الّا در سورة الشعراء . و ذلك فى قوله تعالى
وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ
- اى كانّكم تخلدون . و لعلّ در لغت عرب سه معنى را گويند : - بمعنى استفهام چنانك گويى لعلّك خارج ، و بمعنى تمنّى چنانك گويى لعلّ اللَّه ان يرزقنى ، - و بمعنى شك چنانك كسى خبر كند تو گويى لعلّ ذلك ، اى اظنّ ذلك .
پس آن گه صنع و قدرت و نعمت خويش باز نمود كه چيست گفت :
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً
- جعل فعلى است كه در قرآن به چهار معنى آيد - يكى بمعنى - خلق - چنانك اللَّه گفت :
وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ
و
يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ
-
وَ جَعَلْنا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً
. دوم بمعنى - تسمية - چنانك