آوردند . پيروان فرعون همه مىدانستند كه فرعون مثل ديگران از مادر خود متولد شده و مثل ديگران بزرگ شده است و مثل ديگران يك انسان است . اكنون كه او به قدرت رسيده ، ادعا مىكند كه من خداى شما هستم ؛ ! همهى مردم اين را مىدانستند كه فرعون دروغ مىگويد ؛ ولى بازهم از او پيروى كردند ، به او راى دادند و او را به سرنوشت خودشان مسلط كردند .
قرآن مجيد مىخواهد يك جمله تاريخى را بيان كند . مىفرمايد : فرعون قوم خود را سبك شمرد و قوم او نيز از او اطاعت كردند . فرعون تكبر داشت و قوم خود را با كبر و نخوت دعوت كرد كه به من ايمان بياوريد . « فَأَطَاعُوهُ » مردم هم مانند گلهى گوسفند ، از او اطاعت كردند . قرآن مجيد در اين دو جمله وضعيت فرعون و مردم را بيان مىكند ؛ اماّ در جمله سوم ، قرآن نسبت به آنان قضاوت مىكند . مىفرمايد :
« إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ »
اين ملت ، ملتى فاسق بودند كه به فرعون راى دادند و از او پيروى كردند . آيهى بسيار عجيب است ! واقعاً هر ملتى كه فرقان نداشته باشد به همين سرنوشت گرفتار مىشوند ، مثل قوم فرعون ، هيچ فرقى هم نمىكند . در شرايط كنونى نيز وضعيت اين چنين است ، آيه مباركه قرآن ، با عصر كنونى ارتباط عميق دارد .
پيام روشن قرآن
اين آيه مباركه با معناى تازه و روشن خود ، در قرن بيست و يكم همچنان باقى است و تا روز قيامت نيز باقى خواهد ماند . اگر ما فرقان