گرديده ، روحانيتش خراب شده است . استعداد علمى دارد ؛ اماّ تقوى ندارد ، لذا درجه معنوى او بالا نمىرود ؛ مگر اينكه توبه كند . رسيدن به معنويات صفاى باطن مىخواهد ، تقوى مىخواهد ؛ دختران و پسران عزيزم بايد بدانند كه آنچه براى انسان مهم است تقوى است ، تقوى براى انسان صفاى باطن را بوجود مىآورد . قرآن مجيد مىفرمايد :
« وَ اتَّقُوا اللَّهَ »
از خدا پروا كنيد . براى چه ؟ براى اينكه شما را به بهشت مىبرد ؟ نه خير ، شما را بهشت مىبرد ؛ ولى منظورآيه مباركه اين نيست ، آيه چيز ديگرى را بيان مىكند ، مىفرمايد :
« وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ »
« 1 » ما مىتوانيم كه مناسبت اين دو جمله كه يكى پس از ديگرى آمده است از قرآن استفاده كنيم ؛ همين صفاى روحى ، تقوى و يا طهارت نفسانى ، روشنايى روحانى و هر عبارت ديگرى را كه به كار مىبريد ، در علم و فهم انسان نسبت به معانى آيات تاثير دارد . هرچند از آيه سببيت اول بر دوم به دست نمىآيد .
تقوى از لازمه تحصيل علم
آنانىكه براى تحصيل علوم تلاش مىكنند ، حالا چه علوم دينى ، چه علوم طبى ، چه علوم تجربى ، چه علوم تكنالوژى و فن آورى و يا علوم انسانى و هر علم ديگرى كه باشد ، فرق نمىكند ؛ ولى بايد تقوى داشته باشند ، صفاى باطن و روح شفاف داشته باشند ، روح مثل آينه است ! اگر
هامش
( 1 ) - بقره / آيه 282