مى برد و در نهايت در زندگى خانوادگى و اجتماعى ، روابط انسانها را بهبود مى بخشد . دومين مزيت مهم شناخت اين تفاوتها در حيطه پزشكى است . شناخت ساختمان مغز دو جنس باعث افزايش آگاهى براى برخورد با مشكلات مغزى مختلفى مىشود كه به طور ويژه در يك جنس ديده مىشود ، مثل اسكيزوفرنى كه در بين مردان شايع تر است و يا افسردگى كه بيشتر در زنان ديده مىشود . مثال ديگر پاسخ متفاوت دو جنس به بيهوشى است ، تحقيقات متخصصان بيهوشى نشان مى دهند كه زنان نسبت به مردان زودتر به هوش آمده و هوشيار مى شوند . بنابراين براى بيهوش نگه داشته شدن در حين اعمال جراحى به ماده بيهوشى بيشترى نياز دارند .
قبل از اين تحقيقات ، پزشكان ميزان ماده بيهوشى لازم را برحسب وزن بدن محاسبه مى كردند كه اين موضوع باعث شكايت زنان از هوشيارى در موقع اعمال جراحى ميشد . با توجه به تفاوتهاى ساختمانى و عملكردى مغز ، جراحان توانستند اين مشكل را حل كنند . همچنين مطالعات اخير نشان داده است كه به علت وجود تفاوت ساختارى مغز زنان و مردان ، تاثير مواد الكلى روى مغز زنان بيشتر بوده و آثار مخرب آن برگشت پذيرى كمترى دارد ، لذا بايد به زنان در مورد مصرف اين مواد هشدار داد .
بررسى مطالعات انجام شده نشان مىدهد كه اكثر محققان اين موضوع زنان هستند آنان مى خواهند با كشف واقعيتها از رفتارهاى ناعادلانه در مورد اين جنس جلوگيرى شود . اين گروه معتقدند كه بيشتر تحقيقات گذشته روى مردان انجام گرفته ولى نتايج حاصل از آنها بدون توجه به تفاوت زن و مرد ، براى هردوجنس تعميم داده شده است . بيشتر زنان سعى در مخفى
عجايب ومطالب (فارسى) — صفحة 322
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٣٢٢