نيست ، بلكه علل مادى زمينه ساز علت اصلى مى باشد . حيات از نظر دين و عقل از پيوند روح و تعلق او به بدن پيدا مىشود و موت عبارت از قطع اين پيوند و تعلق است كه روح به برزخ منتقل و حيات برزخى را با جسم برزخى برگزار مىكند . تعلق روح در چند مورد از بدن قطع يا ضعيف مىشود : 1 - در موقع مردن كه به طور كلى قطع مىشود و در ميدان قيامت كه بدن فيزيكى دوباره شكل مى گيرد روح با او ارتباط تدبيرى دوباره پيدا مىكند . 2 - در موقع خواب كه به تعبير قرآن خداوند آن را قبض نموده و موقع بيدارى دوباره او را تا اجل معين او مى فرستد « 1 » 3 - در موقع بيهوشى كه به نوبه خود به سه گونه تقسيم مىشود : اول - بيهوشى عمومى بدن كه توسط عمل طبى طبيبان صورت مى گيرد . دوم - بيهوشى مقطعى و محلى بدن كما فى السابق . سوم - بيهوشى عمومى بدن توسط عوامل ديگر ، و زمان اين بيهوشى ها مختلف است . بيهوشى در اين قسم اخير آيا باز قبض روح است يا تضعيف ارتباط روح ؟ ممكن است حدس زد كه مانند دو قسم اول قبض باشد ، زيرا حالت خواب با آنكه به كلمه « توفى » همانند مرگ در مورد آن استعمال شده به اندك صدا و درد بدن و تماس با جسم خارجى بيدار مى
عجايب ومطالب (فارسى) — صفحة 325
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٣٢٥
هامش
( 1 ) . الله يتوفى الانفس حين موتها والتى لم تمت فى منامها فيمسك التى عليها قضى الموت و يرسل الاخرى الى اجل مسمى