انحطاط مسلمين معلول فساد حكومت هاى فاسد بعد از دوره خلافت راشده بود
عصرى كه حاكمان تهى مغز و بى كمال * رفتند سوى عيش و هوسها و جمع مال
با دين و اهل دين به دو جانب روان شدند * بر دين و عقل حمله زنان راه زنان شدند
آهسته اعتقاد عمومى ضعيف شد * فكر عوام سوى تباهى رديف شد
تقليد اجنبى كه بلاى مهيب بود * دين را ستيزهگر بى رقيب بود
آه زان زمان كه فكر جوانان بشد شكار * سستى پايگاه فضيلت شد آشكار
شرقى به پس روى و تقاليد غربيان * عادت گرفت و خفت به تلقين ديگران
قرآن ز قصر حاكم و دربار آمرين * از عرصه سياست و دنياى مسلمين
راهى سوى مدارس دينى و آن گهى * در كنج خانقاه و مساجد بشد خفى
امروز در مقابر و تعظيم مردگان * يا بار مكر و حيله شده ورد تاجران
تعويذ نويس و جادو گر و ناقص و گدا * تنها به فكر استفاده ز قرآن در انزوا
آن انقلاب فكرى و علمى و عدل و داد * جايش گرفته جهل و ستم ظلمت و فساد