هردو مشغول اند اما اين كجا و آن كجا
لقائله
گشته ز مى عارض تو لاله زار * احمرر يحمرر احمرار
از من ديوانه مكن اى پرى * انفرر ينفرر انفرار
شيشه دل يافت زسنگ جفا * انكسر ينكسر انكسار
بر همه خوبان جهان مىكنى * افتخر يفتخر افتخار
يافته عشق من و تو در جهان * اشتهر يشتهر اشتهار
دادن جان پيش نگاه حبيب * انجبر ينجبر انجبار
از نظرت خرمن هستى ما * انهدر ينهدر انهدار
عارف
چه شد كه مجلس شورى نمىكند معلوم * كه خانه خانه غير است يا كه خانه ماست
بگو به هيأت كابينه سر زلفش * كه روزگار پريشان ما به دست شماست
. . . . .
در پناه سر زلف تو بهارستانى است * كه در او هيأت دل مجلس شورى دارند
من در دوران جهاد افغانستان هر وقت از مقابل ساختمان مجلس شورا در بهارستان تهران مى گذشتم اين شعر بيادم مى آمد .
از زرگر
براى بردن دل تاب داده گيسو را * طناب كرده به قصد هلاك من مو را
مگر به تير نگاه قصد جان من دارد * كه تا به گوش كشيده كمان ابرو را