تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رنگارنگ يا كشكول درويشى (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
هردو مشغول اند اما اين كجا و آن كجا

لقائله

گشته ز مى عارض تو لاله زار * احمرر يحمرر احمرار از من ديوانه مكن اى پرى * انفرر ينفرر انفرار شيشه دل يافت زسنگ جفا * انكسر ينكسر انكسار بر همه خوبان جهان مىكنى * افتخر يفتخر افتخار يافته عشق من و تو در جهان * اشتهر يشتهر اشتهار دادن جان پيش نگاه حبيب * انجبر ينجبر انجبار از نظرت خرمن هستى ما * انهدر ينهدر انهدار

عارف

چه شد كه مجلس شورى نمىكند معلوم * كه خانه خانه غير است يا كه خانه ماست بگو به هيأت كابينه سر زلفش * كه روزگار پريشان ما به دست شماست
. . . . .
در پناه سر زلف تو بهارستانى است * كه در او هيأت دل مجلس شورى دارند
من در دوران جهاد افغانستان هر وقت از مقابل ساختمان مجلس شورا در بهارستان تهران مى گذشتم اين شعر بيادم مى آمد .

از زرگر

براى بردن دل تاب داده گيسو را * طناب كرده به قصد هلاك من مو را مگر به تير نگاه قصد جان من دارد * كه تا به گوش كشيده كمان ابرو را