كه گر از سرّ وحدت آگاهى * تهمت كافرى به ما مپسند
سه نگردد بريشم ار او را * پرنيان خوانى و حرير و پرند
در سه آئينه شاهد ازلى * برقع از روى تابناك افگند
ما در اين گفتگو كه از يك سو * شد ز ناقوس اين ترانه بلند
كه يكى هست و نيست هيچ جز او * وحده لا إله الا هو .
( ازهاتف شاعر )
نظامى !
تو پندارى جهانى غير از اين نيست * زمين و آسمانى غير از اين نيست
چو آن كرمىكه در گندم نهان است * زمين و آسمان او همان است
لشاعره
زير لب وقت نوشتن همه جا نقطه نهند * پس چرا نقطه خال تو به بالاى لب است
يارب اين نقطه لب را كه به بالا بنهاد * نقطه هرجا غلط افتاد مكيدن ادب است
شعرى از حيدر نام
چشمه حيوان كجا ، لعل لب جانان كجا * هردو جان بخشند اما اين كجا و آن كجا
شكر هندوستان و شكر مازندران * هردو شيرين اند اما اين كجا و آن كجا
دانه فلفل سياه و خال ماه رويان * سيا هردو جانسوزند اما اين كجا و آن كجا
تيغ هندويان كج است و ابروى دلداركج * هردو خون ريزند اما اين كجا و آن كجا
. . . .
گفته هاى منبرى و . . مدرسه * هردو مقبول است اما اين كجا و آن كجا
خانه داران در لحاف و نيزه داران در مصاف