اشكالى برنمىخورد .
درباره يك آيه شريفه
در قرآن مجيد مىفرمايد
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا .
( سوره انبياء آيه 12 )
اگر در زمين و اسمانها غير از خدا آلههاى ميبودند همانا ( زمين و اسمانها ) فاسد و تباه مىشدند . در اين آيه شريفه مطالبى وجود دارد .
اولا آيا مراد از آلهه بعقيده مشركين و كفار معبودها است يا خالقها يا هر دو ؟ بحثى است دامنهدار .
ثانيا ايا مراد ، آلهان عاقل و حكيم است يا آلهان جمعى از كفار قريش كه از خرما و سائر مواد غذائى يا فلزى ساخته مىشدند ؟
بنابر ثانى فساد به معناى خودش خواهد بود كه از بين رفتن نظرم در تدبير و اداره است ولى به لحاظ ابتداى خلقت اسمان و زمين توسط اين خدايان مصنوعى ممكن نخواهد بود و لذا بعضى از دانشمندان لفسد تارا به معناى لعدمتا گرفتهاند ولى جواب اينست كه فرض آيه كريمه فرض تدبير و اداره پس از وجود زمين و اسمانها است نه مطلقا .
و بنابر اول كه آلهه همه دارى علم و قدرت و حكمت باشند بطلان تالى ( لزوم فساد ) ممنوع ميگردد زيرا ارادههاى حكيمانه انان نه تزاحمى بر حق پيدا ميكنند و نه توافقى بر باطل و ممكن است آفريدن و تدبير تقسيم گردد ولى اتصال و ارتباط مخلوقات برقرار باشد .
بلى اين ايراد توسط ريزهكاريهاى دليل تمانع متكلمين مىشود دفع شود