اين دليل مختصر و متقن است و شبهه اين كمونه بنا بر اصالت وجود باطل است و تفصيل ان در كتب ديگر نويسنده فقير ذكر شده است .
2 - واجب الوجود عقلا و نقلا لايتناهى و غير محدود است بنابراين حتما يكى خواهد بود زيرا اگر دو و يا بيشتر فرض شود قهرا هر كدام غير ديگرى است و صدق غيريت مستلزم تناهى و محدوديت است ! ! ! در حالى كه ما گفتيم وجود واجب الوجود لايتناهى است .
3 - خداوند جامع همه كمالات است اگر دو واجب يا بيشتر فرض شود چون هر كدام غير از ديگرى است و فاقد آنست پس فاقد كمال ميگردد و فاقد كمال واجب نيست .
و بعبارت ديگر يا هر دو واجب و يا يكى از ان دو فاقد كمال است كه واجب نخواهند بود و يا هر دو واجد كمال است و در فرض اخير يا هر كدام عين ديگرى است كه تعدد از بين ميرود يا فاقد ديگرى است كه فاقد كمال مىشود .
صحت اين برهان و كوتاه واضح بر يك مقدمهء استوار است كه بايد عقلا ثابت شود و ان اينكه واجب الوجود بايد واجد همه كمالات باشد .
4 - مطلق هستى تعددپذير است ولى هستى مطلق جز خودش چيزى نيست و صرف الشىء لا يتكرر و لا يتثنى و گرنه وجود مطلق نخواهد بود .
و جمله الواحد القهار كه در شش مورد در قرآن مجيد به كار رفته است ممكن ناظر به سه برهان اخير باشد .
5 - آيات قرآن بر واحدانيت نيز قابل قبول است ، وقتى وجود و علم و قدرت و حكمت خداوند بعقل ثابت شود در بقيه مقامات جريان تعبد به
مسايل كابل (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٦٣