ممكنات است ممكناتى كه نه وجود انها ضرورى است و نه عدم انها و در هستى و نيستى خود تابع اسباب خارجى ميباشند ولى واجب اگر محال نباشد حتما تحقق و واقعيت دارد چون امكان خاص در حق او محال و غير معقول است .
1 - از كجا كه وجود واجب الوجود محال نباشد ممكن كسى بگويد محال است . جواب او چيست ؟
جواب : اولا همه عقلاى بشريت اتفاق دارند كه الوجودى وجود دارد يعنى علة العللى كه مسبوق به نيستى نمىباشد منتهى در مصداق ان واجب الوجود و صفات ان اختلاف بين ماديين و موحدين واقع شده است نه در اصل ان . و روشن است كه عقلاى بشريت بر امر باطلى اتفاق نظر پيدا نمىتوانند .
ثانيا ما در طبيعت و غير ان نيز موجود ضرورى الوجود را قبول و به تحقق ان يقين داريم پس چگونه ممكن است درباره واجب الوجود كسى قبول نكند .
( الف ) ضرورت ميعان براى آب و چربى براى روغن و . . .
( ب ) ضرورت چهار در ضرب و يا جمع دو با دو
( ج ) ضرورت حرارت براى اتش .
( د ) ضرورت تحيز براى اجسام ( احتياج اجسام به مكان و زمان )
( ه ) ضرورت زوجيت ( جفت بودن ) عددهاى 4 ، 6 ، 8 و ده مثلا .
منتهى در اين موارد ضرورت يك موجود ، براى موجود ديگر است و در مورد بحث ، ضرورت وجود موجود براى خودش . و به تعبير علمى ضرورت وجود واجب الوجود بنحو مفاد كان تامه است و ضرورت اشياى فوق بنحو
مسايل كابل (فارسى) — صفحة 161
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٦١