ارغنديوال : بحث جدى را خوش ندارم ، شوراى نظار و جمعيت يكى است . احمدشاه مسعود قوماندانهاى خود را جمع كرده و گفته است اگر شوراى قيادى كدام فيصله كند من حاضرم .
سياف : بايد تحميل شود . اگر تحميل باشد لازم نيست كه ما كار كنيم . اگر شوراى نظار هرقدرت داشته باشد نمىتواند حكومت را بگيرد .
ارغنديوال : شوراى نظار مىخواهد حكومت را بگيرد . . .
ربانى : من رفتم مسعود را مجبور ساختم ، گفتم برو با انجينير صاحب صحبت كن ، ما قطعا رد مىكنيم كه هيچكس زور بگويد ، اين منطقى نيست كه قوماندانها شهر را بگيرد و جنگ كند . اگر شوراى حل و عقد آمد ما هيچ كارى نمىتوانيم ، نه شما زده مىتوانيد نه ما ، اگر حسن نيت باشد كارها به برادرى حل مىشود و اگر سوء نيت باشد قضيه مشكل است ، زور نيست من گفتم كه به شوراى قيادى مىسپارم و حال سپردم .
ارغنديوال : ما اين موضوع را شنيديم حتى مزارى در جلسه گفته است تا حال شك داشتم ، حال كه استاد گفت من يقين پيدا كردم .
گيلانى : من مىخواهم كه مسئله را حل كنم ، شما تمديد شويد ، اينكه مسائل حزب و جمعيت است اگر استاد باشد اختلاف زياد مى گردد . اول من خودم همين كار را نمىتوانم ، من به همين عقيده هستم
مصوبات شوراى رهبرى مجاهدين (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٧٨