كه حضرت صاحب مسائل حزب و جمعيت را حل كند چون رئيس شوراى جهادى است .
مجددى : من اقدام كردهام ، نتيجهگيرى من اين است كه استاد به وظايفشان ادامه دهد ، من كدام كار ندارم .
سياف : من جايى كار داشتم ، پيشنهاد خود را مىخوانم براى اينكه خلاى سياسى بوجود نيايد استاد ربانى تا 40 روز ديگر به حيث هردو رياست كار كند و اگر خداى ناخواسته شورا داير نشد كس ديگرى باشد . پريشب ما در پغمان نشسته بوديم همراه انجينير و استاد اما نتوانستيم قضيه را حل كنم
ارغنديوال : دفاع با شوراى نظار باشد ، امنيت با شوراى نظار باشد ، داخله همكارى نكند ، ما چه كار كنيم ؟
سياف : ما سر دوراهى قرار داريم ؛ جنگ و يا شورا دائر شود .
ربانى : برادران 4 ماه را قبول كرديد دو ماه ديگر را قبول كنيد . يك سلسله شروط اگر باشد حكمتيار صاحب براى 6 ماه ديگر قبول داريد . يك سلسله شروط اگر باشد حكمتيار صاحب براى 6 ماه ديگر قبول داريد . بايد مردم انتخاب كنند ، شورا انتخاب كند ، شوراى مشورتى رواولپندى را . . .
قبول كرديم ، اين شورا پرقوتتر مىآيد . مجددى صاحب ! شما كارى نكنيد كه جنگ دربگيرد ، كوشش كنيد كه اصلاح شود .
مصوبات شوراى رهبرى مجاهدين (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٧٩