قوماندانها داده شده حتى براى قوماندانهاى حزب . عدهاى افراد ما زندانى است ، احساس امنيت ما نداريم . در دولت آمده نمىتوانيم ، در بخشهاى دولت همكارى نداريم . ما خواهان اين بوديم كه مشكل حل شود اما متاسفانه نشده است حتى عبد الرحمن مىگويد كه ما از پهلوى كمونيستها خسته شدهايم ، اگر وضع به همين منوال باشد ما هيچ كارى نمىتوانيم .
سياف : در همين چند دقيقه قبل بالاى من فير شد ، به زحمت آمديم ، اگر از اين وضع راضى باشيد به خدا زياد كوشش كرديم ، اگر حالت ديگر را بياوريم تا زمانى كه گليم جمع باشد اطمينان نمىتوانيم . من با مولوى صاحب صحبت كردم ؛ اگر كس ديگرى را تعيين كنيم ، اگر به شهر بفرستيم امنيت آن به دست جمعيت و گليم جمع است و يك تعداد به حزب وحدت ، گر بيرون باش شهر را براى جمعيت و گليم جمع بگذاريم يك راه دارد . اگر كسى پيدا شود كه ما تاييد كنيم قومانده بدهد كه در ظرف 48 ساعت مليشهها برآيند ، اگر خارج نشدند قومانده جنگ را بدهد كه جنگ صورت گيرد ، من و قواى من حاضر است ، مردم همكارى نمىكنند ما مجبوريت داريم ، بايد شورا را بياوريم هرچه زودتر شود بهتر است . اگر وضع كمى دست بخورد تا شش ماه ديگر ما قادر نخواهيم بود كه شورا را دائر كنيم ، منظور من اين است كه قسم به
مصوبات شوراى رهبرى مجاهدين (فارسى) — صفحة 175
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٧٥