نيست و محدود است و هركدام از خود قيود و حدودى در توليد و تصرف و مصرف ، دارد كه مربوط بجهانبينى اسلامى كه عمده آن كرامت انسانى است برمىگردد .
4 - سياست اسلام در اقتصاد اين است كه ثروت به سرمايه تبديل شود و سرمايه در اختيار عده محدودى قرار نگيرد كه كرامت انسانى و عدالت اجتماعى و امنيت عمومى مانند روزگار ما همه از بين مىرود ، فرضا 80 % سرمايه روى زمين بدست 10 % انسانها باشد و 90 % مردم فقط 20 % سرمايه را در اختيار داشته باشند !
بلكه تا حد ممكن سرمايه بر تعداد بيشتر نفوس توزيع گردد ، قرآن مىگويد :
ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ
( سوره حشر آيه 7 )
غنايم جنگى براى خدا و رسول خدا و خويشاوندان « 1 » و يتيمان و بيچارگان و راهماندگان ، است ، تا اينكه ( اين اموال ) بين بىنيازان
هامش
( 1 ) در فقه شيعه اين سه سهم به نام سهم امام معروف است و در امور عمومى دينى و مردمى مصرف مىشود و ملك خاص كسى در زمان غيبت امام ، نيست ، مجتهد فقط حق نظارت بر مصرف را دارد نه اين كه مالك آن باشد .