نئومحافظهكاران به پديده ظهور اسلام راديكال صرفا سركوب بوده است . در چارچوب استراتژى « مبارزه با تروريسم » محافظهكاران امريكايى صرفا به قلع و قمع آن برخاستهاند . اما پرسش اساسى آن است كه چرا در قرن بيست و يكم ما شاهد ظهور اسلام راديكال شدهايم . اسلامى كه بيشترين نيروى خود را نه از لايههاى محافظهكار و سنتى جوامع اسلامى همچون روستايان ، كارگران ، بيكاران ، مهاجران روستايى به شهرها و امثالهم ، بلكه گاه از ميان تحصيلكردهترين و شهرنشينترين اقشار جوامع مسلمان مىگيرد .
واقعيت تلخ آن است كه نه در غرب و نه در جهان اسلام ، كسى چندان به دنبال ريشهيابى عميقتر اين پديده نبوده است . غربىها صرفا سعى مىكنند آن را با قواى نظامى مهار كنند و از ميان ببرند و مسلمانان هم با محكوم كردن تروريسم ، خشونت و افراطىگرى از كنار آن مىگذرند . آنچه كمتر كسى به دنبالش رفته ، آن است كه چرا اين پديده بوجود آمده است ؟
نويسنده اين كتاب مىگويد : يكى از علل عمده اسلام راديكال تجاوز غربيها در كشورهاى اسلامى به منظور استعمار و استثمار و طغيان آنان در حقوق انسانى مردم مسلمان است كه نمونه بارز آن در فلسطين اشغالى و تقويت همهجانبه ( مالى و سياسى و نظامى )
دين و زندگانى (فارسى) — صفحة 186
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٨٦