تشريع فرموده بود - از ابتكار غربىها است . گو اين كه اعلاميه مذكور داراى نواقصى است كه از آن جمله امور زير است .
1 - مواد اعلاميه جهانى حقوق بشر كه نحوى از ايدهآلوژى است ، فاقد جهانبينى است كه به منزله اساس بنيادى ايدهآلوژى مىباشد .
2 - انسان كه محور اصل اعلاميه جهانى حقوق بشر است ، تعريف نشده در حالى كه ديدهگاههاى مكاتب ، از قبيل دارونيسم و فرويدسم و ماتريالزم و هندوايزم و تصرف و اديان بزرگ جهانى در تعريف آن مختلف است و با اختلاف نظريات اين مكاتب پارهاى از حقوق انسان اختلاف پيدا مىكند .
3 - روابط منطقى و فلسفى در بين پارهاى از جملات هفتگانه مقدمه و بعضى از مواد اين قانون وجود ندارد كه اعتبار يكى از اين دو رابطه و هر يا هر دوى آن بسيار ضرورى است تا مواد مذكور شعارگونه نباشد .
4 - در اين اعلاميه كه پس از جنگ عمومى دوم مغرب زمين تصويب شده و در آن موقع دولتهاى بزرگ ، مستعمراتى در دنيا داشتهاند ، استعمار غير قانونى شمرده نشده و حتى تلويحا به رسميت شناخته شده است و حق استقلال ملتها ناديده گرفته شده است .
دين و زندگانى (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٨٩