چند مطلب ديگر :
اول : در حكومت اسلامى بايد شريعت اسلامى تطبيق شود . زيرا خداوند خالق مهربان همه انسانها مىباشد و به وسيله تطبيق أحكام شرعى جلو استعمار و استثمار از ملتهاى ديگر گرفته مىشود و بدينترتيب خونريزيها و تجاوزات و مظالم در سطح بين المللى از بين مىرود و عدالت الهى بر مردم تطبيق مىشود .
دوم : حاكميت اكثريت غير متخصص و ناصالح ، حاكميت هوسها و شهوتهاى حيوانى مىباشد كه رشد فكرى و عقلانى و روحانى انسان را از بين مىبرد . قرآن مىفرمايد :
1 -
وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ
( مائده 48 ) ؛ پيروى هوسهاى آنان از حقى كه براى تو ( از خداوند ) آمده است نكنى .
2 -
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ
( انبياء 24 ) ؛ بلكه اكثر آنان حق را نمىدانند ، لذا از آن روگردان مىشوند .
3 -
وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ
( الاسراء 105 ) ؛ قرآن را به حق فرو فرستاديم و به حق نازل گرديد .
4 -
وَ أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ
( مومنون 70 ) ؛ اكثر آنان از ( پذيرفتن ) حق كراهت دارند . در سوره زخرف آيه 78 با اضافه كلمه ( و لكن ) آمده است .