دراز بوده ) خليفه بدون ناراحتى و تهديد و توهين به سوالكننده گفت :
بلى چنين است كه تو مىگويى . عبد اللّه پسرم سهميه خود را به من داد و من از سهميه خود و او اين پيراهن را براى خود تهيه نمودم ، صداى مردم بلند شد كه سمعا و طاعتا ما براى جهاد آمادهايم .
5 - به مقتضاى حرمت اسراف در دين اسلام ، تشكيلات ادارى كشور خصوصا وزارتخانهها و خريدن اموال مورد نياز نبايد از حد احتياج بالاتر و بيشتر باشد و اصل اول در صرف خزانه دولتى ، بهبودى اقتصادى مردم باشد خصوصا توليد و تهيه كارخانهجات .
6 - ملت بايد در امور قانونى از دولت اطاعت نمايد نه در غير آن .
7 - دولت نمىتواند آزادىهاى مردم را بيهوده محدود نمايد و يا آزادىهاى مضر را به رسميت بشناسد . همچنين براى دولت حرام است مردم را براى راحتى رئيس دولت و ساير مسئولين بلندمرتبه و امثال آن در مضيقه و قيود قرار دهد .
يك نقل تاريخى :
در راه جنگ جمل در محله ذى قار ، عبد اللّه پسر عباس بر على ( ع ) وارد شد و ديد كه كفش خود را وصله مىزند حضرت على ( ع ) از او پرسيد اين كفش چند ارزش دارد ؟ عرض كرد ( از فرط كهنگى ) قيمت ندارد . على جواب داد :