اين پولها را طبق مقررات خود ، به مردم قرض دادند ؛ مردم پولها را بردند و دوباره پس نياوردند ، صندوق ورشكست شد ، آيا دراينصورت ، كسانىكه از شما براى صندوق پول گرفتهاند ضامناند ؟ نه خير ! آنان ضامن نيستند ، حالا فرض كنيم كه مسئولين صندوق قرض الحسنه ، پولدار هم هستند ، شما به آنان مىگوييد ! پول مارا بدهيد ، شما پولها را از ما گرفتيد ، آنان مىگويند : ما پولهاى شما را براى خود قرض نگرفته بوديم ؛ بلكه براى صندوق گرفته بوديم ، ما به شما گفتيم كه به صندوق قرض بدهيد ، شما پولهاى خود را به صندوق قرض داديد ؛ ولى اكنون مردم پولها را پس نياوردند ، صندوق ضرر كرده و صندوق خالى است ، اگر در صندوق پول موجود مىبود ، ما پولهاى شما را مىداديم ؛ ولى اكنون صندوق شكست خورده و چيزى در آن نيست ، لذا ما ضامن پولهاى شما نيستيم .
در اينصورت كسى نمىتواند عليه مسئولين صندوق شكايت كند ، ولو آنان پولدارهم باشند ، خودصندوق جهت است و شما نيز پولهاى خود را به صندوق قرض دادهايد ، پول شما به ذمه صندوق مىباشد و ذمه صندوق نيز اعتبارى است ، عقلاء به جهت همانند فرد اعتبار مىكنند . به عنوان مثال ، شما پولهاى خود را در بانك دولتى مىگذاريد ، دولت خودش جهت اعتبارى است ، هيچكس پول خودرا بهكارمندان بانك تمليك نمىكند ، به رئيس بانك مركزى
خصايص خاتم النبيين (ص) (فارسى) — صفحة 51
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٥١