تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خصايص خاتم النبيين (ص) (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
نا راحت شد ، به كارد خطاب كرد ، اىكارد ! چرا نمىبُرّى ؟ در جواب گفت : « الخَلِيلُ يَأمُرُنِى وَالجَلِيل يَنهَانِى » خليل امر مىكند ! جليل نهى مىكند ! معلوم است كه من امر جليل را قبول مىكنم . اكنون سؤال اين است كه ابراهيم عليه السلام در چه سن صاحب فرزند شد ؟ در جوانى ؟
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ »
« 1 » قرآن از زبان خود آن‌حضرت مىفرمايد : خدا را حمد مىكنم كه در سن بزرگى به من اولاد عنايت كرد ، اسماعيل و اسحاق را در سن پيرى به او عطا فرمود ، حالا ابراهيم در سن پيرى صاحب فرزند گرديد ، چند سال گذشت تا اين‌كه فرزندش بزرگ شود ، سپس اورا به امر خداوند جل جلاله در قربان‌گاه برد ، معلوم است كه آن‌حضرت عليه السلام خيلى پير بوده است ، واقعاً سخت است كه در سنين كهولت ، انسان پسر خود را ذبح كند ؛ اما ابراهيم عليه السلام چنين قصدى نمود و سپس اقدام كرد ، از امتحان پروردگار ، سربلند و پيروز برآمد . حضرت ابراهيم عليه السلام در سن جوانى هم نبى بود و هم رسول ، او پيغمبر ولى العزم بود ، در هرجاهايىكه بود با مشركين منازعه مىكرد و خدايان آنان را مسخره مىكرد ، به همين دليل به آتش انداخته شد ؛ اما قضيه قربانى كردن فرزند در پيرى آن‌حضرت بود ،
هامش
( 1 ) - ابراهيم / آيه 39