تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل يا شاه مردان (فارسى) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
بار سرها پايين و سكوت بر مجلس حاكم بود و تنها على بلند شد و اعلام وفادارى و ايمان به رسول خدا ( ص ) نمود و غير از او در آن مجلس كه همگى نزديكان و اقرباى پيامبر ( ص ) بودند ، هيچ كس به پيامبر ايمان نياورد ، رسول خدا ( ص ) خطاب به على ( عليه السلام ) فرمود : « يا على ! حال كه تو به من ايمان آورده اى ، بعد از من تو وصى و جانشين من هستى » ، مهمانان كه غذايشان را خورده بودند ، بلند شدند . در هنگام خروج ، ابوطالب را مسخره مى كردند كه « چشمهايت روشن ! على پسر ده - دوازده ساله ات ولى و رئيس تو شد » و مجلس را با همين طعنه و تمسخر ترك كردند و اين قضيه در تاريخ به « يوم الانذار » يا « يوم الدار » معروف است و على از همان روز به عنوان وصى پيغمبر تعيين و معرفى گرديد . « 1 » تمام عمر على در راه ترويج اسلام سپرى شد ، همانطورى كه پدرش ابوطالب ، پناهگاه سياسى و اجتماعى پيغمبر اسلام در مكه بود ، اين شمشير على بود كه گردنكشان و ياغيان و جباران عرب و دشمنان اسلام را به خاك مى انداخت ؛ در « بدر » همين شمشير بود ، در « احُد » همين شمشير بود ، در « خندق » همين شمشير بود ، در « خيبر » همين شمشير بود و در تمام جنگها و غزوات پيامبر همين
هامش
( 1 ) . اين خلاصه اي بود از آنچه كه مورخين با الفاظ مختلف نوشته اند .