اين گروه در مسير راهسپارى امّت و آيندهء آن .
سوم : وانگهى تنوّع گفتگو از نفاق در قرآن كريم ضرورتى است كه بحث و كاوش در اين قضيّه آن را ايجاب مىكند ، به عقيدهء من نفاق همان گريز انسان از برابر حقيقت است ، پس او مطلبى را به اخلاص نمىپذيرد ، و در عين حال بروشنى آن را رد نمىكند ، و اين حالت بنا بر اختلاف حقايق تفاوت دارد ، پس نفاقى وجود دارد كه كسانى كه به خداى عزّ و جلّ ايمان ندارند دچار آن مىشوند ، و ديگرى در رويارويى با رهبرى مكتبى است و نوعى ديگر از آن در رويارويى با پارهاى از قانونها و تشريعات الهى است .
به تعبيرى ديگر ، نفاق و دورويى همان جهتگيرى بر عكس ايمان است ، و از آنجا كه ايمان بر تمام پهنهء حقايق گسترده مىشود ، نفاق نيز به تضادّ و معارضه بر همان پهنه امتداد مىيابد ، و پرداختن قرآن به موضوع نفاق و دورويى در بسيارى از سورهها به قصد بررسى و چارهجويى فراگير از جوانب گوناگون آن است .
/ 405
[ سوره المنافقون ( 63 ) : آيات 1 تا 11 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ ( 1 ) اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 2 ) ذلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ ( 3 ) وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ