طرحهايش تعطيل شود . ولى اين آيات بر نقطهاى محورى دور مىزند كه همان موضعگيرى آنان نسبت به زندگى رسالتى از لحاظ مبدئى و نفسانى و اجتماعى و اقتصادى است .
سياق آيات در پايان سوره در برابر اين خط مكّارانه مىايستد تا مؤمنان را به سوى حركتى معكوس و دو چندان بر ضدّ مكر منافقان پيش راند ، با دعوت مؤمنان به اينكه داراييها و فرزندان ايشان را ( چنان كه منافقان مىخواهند ) از ذكر خدا و جهاد در راه او باز ندارد ، به سبب خسارت بزرگى كه در آن است ، و از سوى ديگر با تشويق مؤمنان بر پيشى گرفتن از اجل با انفاق از مال دنيا در راه او ، به صورتى كه ايشان را درروند ستيزه و مسابقه با مرگ و دشمن قرار مىدهد ، مسابقهاى كه دادههاى آن عبارت است از : اجل / 404 آينده ، و تنها فرصتى اندك ، و سرنوشت حتمى ، و پيوستن يا به زيانمندان كه سهمشان عذاب است و يا به گروه صالحان كه نصيبشان بهشت است ، و خردمند در چنين مسابقهاى از به كار بردن تمام كوشش خود باز نمىايستد و هرگز فرصتى را تباه نمىسازد .
در آيات اين سوره بيانى دربارهء گوشهاى از مبانى نفاق را مىخوانيم همچون مخالفت با رهبرى مكتبى ، و استكبار و بزرگى فروشى بر مستضعفان و فقيرانى كه پيرامون آنند ، و فريفته شدن منافقان به اموالى كه دارند . در اينجا اين پرسش خودبخود پيش مىآيد : اين گفتگوى دراز دامن درباره نفاق و منافقين ( دو رويى و دورويان ) در بسيارى از مواضع قرآن تا آنجا كه خداوند سورهاى را به نام آنان اختصاص داده ، براى چيست ؟ و پاسخ چنان كه به نظر من مىرسد براى سه امر اصلى است :
يكم : براى بر حذر داشتن مؤمنان از خطر گرفتار شدن به نفاق و دورويى ، و بويژه آن كه مؤمن به گرفتار شدن به بيمارى نفاق نزديكتر است تا گرفتارى به كفر ، پس در اين صورت نياز دارد كه حدود اين منطقهء خطرناك و صفات اهل آن و راههاى اجتناب از ورود در آن را براى رهايى از گزندهايش بشناسد .
دوم : براى جهت دادن به اهتمام رهبرى مكتبى و جامعهء اسلامى به خطر
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 438
مساهمون: احمد آرام
ص٤٣٨