خداست ، و رنگ چه كسى از رنگ خدا بهتر است ؟ » و از اين رو دستخوش گرايشهاى نژادى يا اقليمى يا حزبى نمىشود ، و بيگمان اين جنبش اوج مىگيرد و فراگير مىشود تا آنجا كه مؤمنان همچون پيكرى يگانه مىشوند و به يكديگر پيوسته و وابستهاند .
اين رنگ و روش در تسبيح خداوند كه در آغاز اين سوره آمده است جلوه مىكند ، پس هر چه در آسمانها و زمين است تنها او را تسبيح مىكند ذات يكتاى منزّه و قدّوس است ، اما غير او قداست و شرعى بودن خود را از او و به اندازهء نزديكى خود به دو و از ارزشهاى وحى كسب و دريافت مىكند .
دوم : نبودن فاصله و جدايى ميان نظريه و عمل ، ميان گفتار و كردار ، زيرا اين فاصله همان مسافت تباهى و شكست و ناكامى است ، و رخنهاى است كه از آن نفاق و دورويى به درون جنبش راه مىيابد ، هم چنان كه دشمن نيز از همين رخنه به درون موجوديّت و هستى نهضت نفوذ مىكند و مىخزد .
/ 336 سوم : وحدت در ظاهر و باطن ، و يكپارچگى همانند بنايى استوار و محكم كه با سرب بهم پيوسته و در آن هيچ خلل و رخنهاى كه صلابتش را از ميان برد و خراش و خدشهاى كه پيدا باشد و دشمن را به طمع ويران كردن اين بنيان اندازد ، نمىبينى .
چهارم : تسليم به فرماندهى و رهبرى الهى كه در وجود پيامبر خدا و اوصياء او ( عليه و عليهم السّلام ) نمودار است به عنوان وسيلهاى به سوى خدا و محورى براى وحدت بندگان مؤمن او .
پنجم : جهاد در راه خدا از آن رو كه حالت مبارزهء دليرانه عليه دشمنان رسالت را نشان مىدهد .
شايد از آنجا كه جهاد محور اين سوره است ، اين سوره را به نام صف خواندهاند ، امّا گفتگو دربارهء آن خود بر سه محور دور مىزند :
الف : اين كه جهاد زير بيدق رهبرى و در صفى بهم پيوسته باشد و اين مهمترين محور از محورهاى سه گانه است .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 370
مساهمون: احمد آرام
ص٣٧٠