مانند همان آبهاى خيالى است كه ابتداء انسان را بهسوى خود مىكشاند ؛ ولى در واقع چيزى وجود ندارد و فقط انسان را فريب مىدهد .
اجتناب از باطلگرايى
چه خوب است كه تمام اعمال انسان مطابق حق باشد . انسان در گفتار ، پندار ، رفتار ، افكار ، نشستن ، برخواستن ، خوردن و آشاميدن ، در همهى موارد مطابق حق عمل كند . و نبايد بدون تحقيق ، دليل ، و بدون اينكه چيزى را بفهمد ، كارى را انجام دهد كه جبران آن سنگين و مشكل باشد . انسان نه برخود ضرر برساند و نه بر ديگران ، بعض اوقات انسان كارى را انجام مىدهد كه براى ديگران نيز ضرر مىرساند . بهعنوان مثال ، انسانهاى شهوت پرست ، تنها خودشان به شهوترانى مشغول نمىشوند ؛ بلكه يكعدهاى ديگر را نيز بهسوى آن مىكشانند . شهوت پرستى كار بسيار خطرناك است . شهوتپرستى يعنى نابودى ، شهوت پرستى يعنى دورى از حقيقت . قرآن انسان را از شهوتپرستى منع مىكند . قرآن كتاب عجيبى است . در اين مورد شما چه فكر مىكنيد ؟ آيا كدام قانون يا كدام كتابى را سراغ داريد كه مثل قرآن براى پيروان خود نسبت به حقيقت اين چنين تاكيد داشته باشد ؟ اين موضوع يك اصل كلّى براى زندگانى انسان است ؛ اگر انسان در زندگانى خود افكار باطل داشته باشد و بهسوى باطل حركت كند ؛ حق را باطل و باطل را حق بداند ، از انسانيت خود فاصله مىگيرد و در مسير حيوانيت مىرود . اگر انسان از حق پيروى كند ، از باطلگراى و باطل پرستى دور شود ، به كمال انسانى خود نزديك و آخرت انسان بيمه مىشود .