است . اكنون ما در قرن بيست و يكم زندگى مىكنيم . به اصطلاح بعضىها قرن نور ، قرن روشن فكرى ، قرن پيشرفت و ترقى . تمام اينها جز شعار پوچ چيزى نيست ؛ در مرحله عمل هيچ كدام وجود ندارد ؛ فقط تبليغ است و دروغ ، نيرنگ است ، استثمار است و استعمار . مردم غافل فريب تلويزنها و راديوهاى مزدور را مىخورند . تلويزيونهاى كه توسط سياست بازان بىدين و حيوان صفت اداره مىشوند ، مردم از بىخبرى و غفلت ، توسط فريبكاران و دروغ پردازان شيطان صفت در جهالت و نادانى خود غرق مىشوند .
غرق شدن به جهالت
« الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ »
آنانىكه از دروغگويان پيروى مىكنند ، همه در نادانى ، جهالت ، بىخبرى و لجبازى خودشان غرق مىشوند . اگر مردم بدانند كه فلان شخص انسان مسلمان و متدين است ؛ موضعگيرى ضد دينى ندارد ، رشوت نمىخورد ، در مجلس خيانت نمىكند ، براى گرفتن زمين و منافع شخصى نزد وزيران نمىرود ، براى خارجىها جاسوسى و مزدورى نمىكند ، عزت نفس خود را ازدست نمىدهد ، به منافع مردم خود فكر مىكند ، جايز است به او راى بدهند . اگر مردم از شخصيت يكنفر چيزى نمىدانند و او را نمىشناسند ، راى دادن به او جايز نيست . بايد راى خود را حفظ كنند ، اگر انسان در خانه بنشيند و اصلًا راى ندهد بهتر ازاين است كه خود را شريك جرم يك انسان فاسد و خاين بسازد .
« الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ »
مسائل زيادى در زندگانى