مىگرفتند ، نفس همين تناقضگوى بدون دليل كفار قريش ، دليلى بر بطلان آنان مىباشد .
ملحدين عصر حاضر
البته اين تناقضگوى اكنون نيز وجود دارد ، در همين قرن بيست و يكم ، ماركسيتها نيز چنين بودند . دين ستيزان غربى و بىدينان كشورهاى شرقى نيز چنين هستند . حتى عدهاى از لائيكهاى كشور ما نيز همان حرف را مىگويند . آنان مىگويند : دين از طرف خدا نيست ؛ بلكه مردم فقير آن را درست كردهاست ؛ زيرا فقرا مىخواهند به وسيله دين به پولداران و قدرت مندان بگويند كه به مردم ظلم نكنيد ، تكبر نداشته باشيد و يك حصّه مال خود را هم به فقرا بدهيد ؛ لذا اين دين به نفع فقرا است و آنان براى اينكه بتوانند از پولداران چيزى را بگيرند ، دين را درست كردهاند .
بعضى اوقات مىگفتند : دين از طرف خدا نيست ؛ بلكه آن را پولداران و سرمايهداران درست كردهاند . فيودالها و سرمايهدارها براى اينكه فقرا و مساكن جامعه را قانع كنند كه همه چيز از جانب خداست و شما نبايد به سرمايه داران ظلم كنيد و يا مال آنان را بهزور بگيريد . براى اينكه از شرّ فقرا در امان باشند ، آمدند و به دروغ دين را درست كردند . سرمايهداران براى حفظ سرمايهى خود دين را درست كردند تا بدين وسيله فقرا را فريب دهند ، پس پولداران براى استثمار مردم فقير دين را بهوجود آوردند .