هفتاد سال ، هشتاد سال ، كمتر و زيادتر مىباشد ؛ ولى همين زندگى كوتاه نياز به عدالت اجتماعى دارد و عدالت اجتماعى از لازمه زندگى بشر است . اگر عدالت اجتماعى در بين جامعه وجود نداشته باشد ، مردم آرامش پيدا نمىكند . استعمار و استثمار وضعيت اجتماعى را برهم مىزند ، تمام سرمايه و ثروت ، در اختيار عدهاى قليل قرار مىگيرد . وقتىكه چنين شد ، فقر در ميان مردم به اوج خود مىرسد ، امنيت اجتماعى از بين مىرود ، كشمكش در ميان مردم به وجود مىآيد . اگر امنيت عمومى از بين برود ، زندگانى براى همه مشكل مىشود ، آنوقت نه سرمايهداران زندگى راحت مىتوانند و نه مردم فقير ، تمام مردم آرامش و آسايش خود را از دست مىدهند .
انسانها براى زندگانى در روى كره زمين ، امنيت عمومى مىخواهند ، عدالت اجتماعى مىخواهند ، نظم و قانون مىخواهند ؛ زيرا بدون اينها زندگانى اجتماعى ممكن نيست . مردم بايد همديگر را به عنوان يك انسان قبول كنند و بر حقوق يكديگر احترام بگذارند ، تا خطر ناسيوناليزم بين المللى از بين برود ، در غير اين صورت ناسيوناليزم بين المللى بر سرنوشت آنان مسلط گرديده و آرامش اجتماعى را از بين مىبرد . انسانها براى يك زندگى اجتماعى سالم مجبوراند كه همديگر را بپذيرند . چنين چيزى براى بشريت ممكن نيست ، مگر اينكه به دين آسمانى اسلام تسليم شده و از قوانين متعالى آن پيروى كنند .
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 26
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٦