است ، به نظر شما تا چيزى وزن دار و سنگين را كسى روى يكى از پلههاى ترازو نريزد ، پله ديگر بهطرف بالا حركت مىكند ؟ ! هر وقت يكى از پلههاى ترازو بالاتر از ديگرى برود ، انسان مىداند كه چيزى در داخل پلههى ديگر آن ريخته است . آيا كسى باور مىكند كه پلههاى ترازو بدون وزيدن باد يا كدام سبب ديگر ، خود بهخود بالا و پايين برود ؟ كسى باور نمىكند ، به محض تكان خوردن انسان مىداند كه علتى وجود دارد . معلول بدون علت به اصطلاح فلسفه ، ترجّح بلا مُرجّح است كه از محالات ضرورى بوده و بالضّروره ناممكن است .
بنابراين خلقت انسان بدون سبب ناممكن و غير عقلانى است .
« أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ »
آيا شما خود بهخود خلق شدهايد ، يا خود تان خالق خود هستيد ؟ عرض شد كه خلقت بدون علت براى تمام أشيا ناممكن است ؛ اماّ در مورد اينكه انسان هم علت باشد و هم معلول ، از نظر عقلى محال است . علت بايد در ابتدا موجود باشد تا معلول پيداشود ، وجود معلول از وجود علت پيدا مىشود و معلول بدون علت امر محال است ، عقل انسان قبول نمىكند كه يك چيز هم علت باشد و هم معلول ؛ زيرا به اينحالت " دَور " گفته مىشود و " دَور " از نظر فلسفه محال است . پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله و سلم فلسفه نخوانده بود تا مسائل فلسفى را مطرح كند ؛ ولى آيات قرآن مطالب بسيار دقيقى را بيان مىكند . استدلال اولى آيه مباركه كه معلول بدون علت بود ، ترجّح بلا مُرجّح است . استدلال دومى كه يك شئ هم علت باشد و هم معلول ، " دور " لازم مىآيد كه از نظر فلسفه ناممكن و محال است . لذا با توجه به اين استدلال هردو مطلب باطل