تناقضگوى ماترياليستها
بنا براين انسان هيچگونه قدرتى ندارد و هرگز نمىتواند ادعا كند كه چنين نظام پىچيده را خلق كرده است ، باتوجه به اين مطالب ، بشر بايد از عمق جان به خدا تسليم شود و هرگز در مقابل او سركشى نكند . بشر در طول تاريخ از فرمان خدا سركشى و سر پيچى نموده است و بدون دليل و منطق وجود او را منكر شده است . حتى در همين قرن بيست و يكم نيز بشر منكر خداست . مشركين قريش در حالى وجود خدا را انكار مىكردند كه جاهل بودند ، لجباز بودند ، خرافه پرست بودند ، بىسواد و درس نخوانده بودند ، تمام اوصاف پستى در آنان ديده مىشد ، آنان در چنين حالتى وجود خدا را منكر مىشدند و در عبادات خود براى خدا شريك مىتراشيدند و آنها را پرستش مىكردند ، پرستش آنان بيشتر از روى جهالت بود .
اماّ انسانهاى عصر حاضر نه جاهل هستند و نه بىسواد و درس نخوانده ، علوم تجربى اكنون قانون عليت را بهتمام معنى قبول دارد ؛ مگر علوم تجربى را همين انسانهاى قرن بيستم و بيست و يكم به وجود نياوردهاند ؟ مگر آنان علوم تجربى را قبول ندارند ؟ اگر علوم تجربى را قبول دارند ، چرا علت كائنات را قبول نمىكنند ؟ در كوچكترين اجزاى موجودات قانون علّيت را مىپذيرند ؛ ولى در كل كائنات كه مىرسند ، مىگويند : بدون سبب خلق شده است ، كائنات را معلول بىعلت مىدانند . عين همين سؤال در آيه مباركه مطرح شده است :
« أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ »
گويا اين سؤال در مورد انسانهاى قرن حاضر مطرح شده است .