بايد بهدنبال آن برود ، براى اينكه به پول محتاج است ، پول بدون زحمت بهدست نمىآيد ، بايد انسان كار كند و از طريق آن پول بهدست آورد ؛ انسان هميشه به پول نيازمند است ، ممكن است مريض شود ، براى رفتن به داكتر و خريد دوا پول لازم دارد ، غذا مىخورد ، پول لازم دارد ، زن و بچهاش مصرف مىخواهد ، پول لازم دارد ؛ او مجبور است كار كند چون به آن احتياج دارد . در دنيا هركس به واسطه عملى خود را بايد استكمال كند و هركس بهدنبال كارى است كه بتواند توسط آن احتياجات مادى خود را بر طرف نمايد ، پس معلوم مىشود كه هركار از خود هدف دارد . خداوند جل جلاله از هر چيز بىنياز است ، او هركارى را كه انجام مىدهد هدف دارد و هدف از خلقت موجودات تكامل ظاهرى و معنوى آنهاست ، خداوند جل جلاله مىخواهد به واسطه خلقت براى مخلوقاتش فيضى برساند .
جواب اين ايراد اين است كه اين تفكر اشتباه است ، بلى خداوند جل جلاله به چيزى محتاج نيست و هركارى را كه بخواهد به اراده خود انجام مىدهد و او به همه چيز قادر است ، خداوند جل جلاله هركارى را كه انجام مىدهد هدفمند است و مىخواهد آن چيز براى هدفىكه دارد خود را به استكمال برساند ، هدف خدا در انجام كار براى خودش نيست ؛ زيرا كمال خدا ذاتى است و هيچ نيازى به استكمال ندارد . منظور از اينكه تمام كارهاى خدا هدف دارد ، اين است كه خداوند متعال جل جلاله مىخواهد به واسط آن هدف ، خيرى و فيضى را براى مخلوقاتش برساند . اگر خدا انسان را خلق نمىكرد ، از كجا انسان به كمال لايق خود مىرسيد ؟ خداوند جل جلاله انسان را خلق نمود
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 289
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٨٩