نظر ماديين در مورد خلقت
متأسفانه وضعيت اكثر ماديين اين چنين است . وقتىكه از دانشمندان مادى سؤال شود كه انگشتان دست انسان براى چه خلق شدهاند ؟ مىگويند : علت دارد ، ناخنهاى انگشتان براى چه خلق شده است ؟ مىگويند : علت دارد ، پِلك چشم براى چه آفريده شده ؟ مىگويند علت دارد ، همينطور از هر چيز جزئى كه سؤال شود ، مىگويند : علت دارد ؛ چرا دستم درد مىكند ؟ مىگويند : علت دارد . از اعضاى بدن ، از سلولها و ژنهاى وراثتى ، از عضلات و از هر چيزى كه پرسيده شود ، مىگويند : علت دارد ، از تمام اجزاى بدن اگر يكى يكى سؤال شود مىگويند : همه از خود علت دارند ، همه هدف دارند ، همه مسئوليت دارند و همه داراى وظايف هستند . فيزيولوژى انسانى تاكنون خيلى از اسرار وجودى انسان را بيان كرده است . علم فيزيولوژى را امروز كسى نمىتواند قبول نكند ، چه فيزيولوژى انسانى ، چه فيزيولوژى حيوانى و چه فيزيولوژى نباتى . تمام اينها براى انسان محيرالعقول است . فكر انسان را به خود مشغول مىسازد . تمام اجزاى بدن از خود وظايف دارند ، مسئوليت دارند و فوايد دارند . اگر انسان نسبت به اجزاى بدن از نظر فيزيولوژى لحظهى تفكر كند عقل از سرش مىپرد و در تعجب فرو مىرود . اگر يگ برگ درخت را نزد دانشمندى فيزيولوژى ببريم و بگوييم كه وظايف و فوايد اين برگ را برايم تشريح كنيد ، چند روز وقت مىخواهد تا راجع به آن توضيحات ارائه دهد ، صدها علت براى آن معرفى مىكند ؛ ولى با كمال تأسف اگر از مطلق علت وجود انسان پرسيده شود ، مىگويند : هيچ علتى ندارد . انسان از باب