از هركدام آنها عبرتها آموخته مىشود . آيه مباركه مىفرمايد : ما موسى را پيش فرعون فرستاديم ، چگونه فرستاديم ؟ با حجت ، منطق و استدلال ؛ اما او از روى تكبر ، خود خواهى ، غرور ولجبازى او را انكار كرد . فرعون بهجاى اينكه به موسى عليه السلام جواب منطقى بگويد ، او را متهم به جادوگرى و ديوانگى كرد . سرانجام موسى عليه السلام توسط زورگوى فرعون مغلوب نشد .
« فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ وَ هُوَ مُلِيمٌ »
ما فرعون و لشكريان اورا گرفتيم ، و آنان را به دريا انداختيم ، در حالىكه سخت مستحق سرزنش بودند . فرعون به خدا تسليم نشد ؛ ولى حكومت خود را از دست داد ، جان خود را ازدست داد ، در قيامت هم به سختترين عذاب گرفتار خواهد بود .
قرآن مجيد مطالب را فهرستوار براى انسان بيان مىكند . قضيه حضرت ابراهيم و حضرت لوط عليهم السلام را بيان كرد ، سپس قضيه موسى و فرعون را بيان فرمود . در تمام قضايا بهصورت مختصر اشاره نموده است ؛ ولى در هركدام آنها دنياى از پند و اندرز نهفته است ، همه براى اين است كه بشريت خود را تربيت كنند ؛ منتهى نحوه استفاده آنها به خود انسانها مربوط مىشود كه چگونه مىتواند از آنها عبرت را بياموزند .