نسبت به خدا بيشتر مىكند ؛ ولى به پاى علوم تجربى نمىرسد . علوم تجربى از جزئيات صحبت مىكند ، از دقت صنع موجودات ، بديع بودن آنها ، زيباى و جمال كائنات و نقطههاى دقيقى ديگرىكه در آنها مراعات شده است صحبت مىكند ؛ جمال ذولجلال خدا را به نمايش مىگذارد .
بعضى از دانشمندان علوم تجربى كه به خدا ايمان نمىآورند ، باطنشان خيلى سياه است و مىشود گفت كه آنان كثيفترين انسانهاست ؛ براى اينكه هر انسان عاقل اگر به علوم تجربى دقت كند عاشق خالق كائنات مىشود ، ولو متخصّص علوم تجربى نباشد . اگر كسى مقدار معلومات در باره علوم تجربى داشته باشد ، يقيناً عاشق جمال و جلال خالق موجودات تجربى هم نباشد . علوم تجربى علم ، قدرت و حكمت خدا را به نمايش گذاشته است . بديع بودن موجودات ، دقت صنع كائنات ، ارتباطات اجزاى عالم ، بر قرارى تعادل ، همه از علم و حكمت خدا حكايت دارند . تمام اينها توسط علوم تجربى بدست آمده است وقتىكه انسان به اينهمه دقت صنع توجه مىكند عاشق خالق موجودات مىگردد .
« وَ فِي الْأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَ »
اگر انسان به آيات خدا در زمين دقت كند و آنها را به چشم معنوى ببيند ، به وجود خالق و آفريدگار عالم يقين پيدا مىكند . وقتىكه اين همه دليل براى اثبات وجود خدا در كائنات و همچنين در روى زمين وجود داشته باشد ، بايد انسان به پروردگار عالم تسليم شود ، بايد خدا را تسبيح كند . با وجود اين همه دليل عينى ، اگر انسان در طول عمر خود كه فرض كنيم صدسال باشد ، بهطورى دائم و بدون وقفه خدا را تسبيح ، تمجيد ،