أهميت علوم تجربى
علم در واقع بر دو قسم است . يكى علوم دينىكه عبارت از فقه ، اصول ، تفسير ، علم كلام ، حديث ، عقايد ، علم اخلاق ، همه اينها به علوم دينى مربوط مىشود . علم نحو ، منطق ، فلسفه ، رجال ، درايه از مقدمات علوم دينى مىباشند . علوم دينى تا حدود زيادى براى اثبات وجود آفريدگار جهان كمك نموده است ؛ ولى خيلى براى آنانىكه منكر خدا هستند قناعت بخش نبوده است . اماّ در مورد علوم تجربى مىخواهم اعتراف مىكنم كه در واقع بالاتر از علوم دينى است . علوم تجربى در مورد اثبات وجود خدا ، در مورد علم و حكمت خدا ، در مورد قدرت و عظمت خدا ، به مراتب از فلسفهى كه در اسلام است و به مراتب از علم كلامى كه در بين دانشمندان اسلامى معروف است بهتر و بيشتر وجود خدا را به اثبات رسانيده ؛ زيرا در علوم تجربى صفات ثبوتى بيشتر آشكار گرديده است . علوم تجربى هيچ بهانهى را براى كسانىكه منكر وجود خدا هستند باقى نگذاشته و از نظر علمى اكنون كسى نمىتواند ادعا كند كه كائنات از باب تصادف پديد آمده و ما وجود خالق را براى كائنات نمىپذيريم .
بهترين علمىكه صفات ثبوتى خدا را به صورت تفصيل به اثبات مىرساند ، علوم تجربى است . علوم تجربى انسان را عاشق خدا مىسازد . علوم تجربى علاوه براينكه انسان را عاشق جمال و حكمت خدا مىسازد ، براى دنياى انسانها نيز بسيار مفيد مىباشد ؛ خيلى استفادههاى تاكنون از علوم تجربى صورت گرفته است كه براى زندگانى بشر مفيد واقع شده است . تحصيل علوم براى انسانها هميشه ضرورى بوده