حلال و حرام براى چنين انسانى فرق ندارد و هر چيزى به دستش بيافتد مىخورد و هركارى كه بتواند ، انجام مىدهد ؛ زيرا نفس انسان كثيف مىشود . وقتى نفس كثيف شد سرش را پايين انداخته و حيوان صفت در فكر هوسهاى نفسانى و لذّتهاى شهوانى خود مىافتد و از انسانيت دور مىشود .
« إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ »
آيه مباركه مىفرمايد : من در دنيا مىدانستم كه از من حساب مىگيرد . همين انسان كه رستگار شده با خودش صحبت مىكند . و از خوشحالى با خود چنين زمزمه مىكند كه من مىدانستم بعد از مرگ از من حساب مىگيرد و به همين علت خود را كنترل مىكردم .
« فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ »
مىفرمايد : پس آنهايى كه نامه اعمال شان را به دست راست خود گرفتهاند در يك زندگانى كاملًا پسنديده قرار دارند كه براى آنها رضايت بخش است .
در دنيا نيز چنين است ؛ انسان گاهى همه چيز دارد . پول ، ثروت ، فرزند ، موقعيت اجتماعى ، موقعيت سياسى ، در كل از نظر مادى زندگانى خوب و مرتب دارد ؛ اما با وجود تمام آنها ، از زندگانى خود راضى نيست . ممكن است مريض باشد و يا مشكلات اخلاقى داشته باشد . بههر صورت زندگانى برايش گوارا نيست و احساس ناراحتى مىكند . گاهى اوقات انسان مشكلات اخلاقى و مشكلات خانوادگى ندارد و مريض هم نيست ؛ ولى از نظر اقتصادى زير فقر زندگى مىكند ؛ لذا زندگانى برايش گوا را نيست و از آن لذت نمىبرد .
قرآن مجيد مىفرمايد : آنانىكه در مرحله بالا رسيدهاند ، كاملًا از وضعيت خود راضىهستند و هيچگونه احساس ناراحتى نمىكنند . آنها هرچه بخواهند از